مهمونی به مناسبت تولد بابا
جمعه 29ام عمو حسن اینا و عمه غزل اینا رو خونمون دعوت کردیم. تو تا دلت بخواد مامان و اذیت کردی. خوب شیر نمی خوردی و فقط گریه میکردی و نق می زدی. بد خواب شده بودی. این کیکم آقا محسن و عمه غزل زحمتش و کشیده بودن. اینم سفره ی شاممون ...








